این تاپیک در ادامه مقاله قرآن محمدی اکبر گنحی و مناظره اکبر گنجی و عطالله مهاجرانی ایحاد شد .
آیا قرآن کلام خداست ؟ . مناظره اکبر گنجی و عطالله مهاجرانی
تاپیک موازی مناظره جهت بحث های متفرقه
http://7tir.info/index/viewtopic.php?f=24&t=2680
.
به نام سرآغازترین.
کاربرد کلمه قلب در قرآن کریم:
دوستان توضیحات داخل پرانتز , نگاهی است به مفهوم آیات , تا بتوان راحت تر نتیجه گرفت که مقصود از به کار گیری قلب , گمان پیامبر خدا از قلب صنوبری است !!! یا قرار گرفتن مغز در قلب!(یعنی همان گمان اکبر گنجی و یا پیشتر گمان اشتباه نویسندگان سایت افشا در مورد عقیده خدای محمد(ص) ) یا مجاز از آن. که من هر کجا لازم دیدم , مختصری توضیح دادم.
برای همین کلید واژه مورد نظر یعنی خود قلب ابتدا باید ریشه یابی شود و بعد کلماتی مانند صدر و صدره و ...(آن هم به استناد همه ایات مربوطه و نه تنها بر اساس یک ایه !! که جناب گنجی به ان استناد کردند که برداشتشان از همان یک ایه هم کاملا اشتباه بودده آیه 46 سوره حج که در متن , در مورد این ایه توضیح داده ام).
در بیشتر قسمتهای صحبت آقای گنجی , جملات نقل شده , مثلا ازآقای بهشتی , یا در جایی علامه طبا طبایی یا فلان کتاب یا فلان منبع ... و به ندرت ایشان به خود قرآن اشاره داشتند , برای همین بنده فقط و فقط به قسمت های از نوشته هایشان پاسخ میدهم که عینا از قران نقل قول شده باشد , چرا که تنها در این صورت , حقیقت کلام نمایان میشود.
(اولین رقم از سمت راست, شماره آیه و رقم بعدی شماره سوره است.)
قلب 159 , 3 – آل عمران : ای رسول , رحمت خدا تو را با خلق مهربان گردانید و اگر تند خو سخت دل بودی ....(سخت دلی یعنی قلب صنوری موجود در بدن؟!!)
بقلب 89, 26 – الشعرا : و تنها آن کس سود برد که با دل و با اخلاص پاک از ریا به درگاه خدا روی آورد(پاکی دل و خلوص نیت )
بقلب 84 , 37- الصافات: ابراهیم از جانب ایزد با قلبی پاک و سالم به دعوت خلق آمد(پاکی دل مجاز است یا قلب صنوبری !)
قلب 35 ,40 – غافر: آنان که بی حجت و برهان به انکار برخیزند این کار, سخت خدا و اهل ایمان را به خشم آرد, اینگونه خدا بر دل هر منکری , مهر(شقاوت) میزند(مهر شقاوت بر قلب صنوبری شکل ؟!)
بقلب , 33, 50-ق : انکس که از خدا در باطن ترسید و با قلب خاشع و نالان به درگاه او باز آمد(قلب خاشع و نالان , یعنی دردمند بودن دل , حقیقتا ویژگی قلب صنوبری است !؟!)
قلب,37, 50 –ق :در این هلاک پندی است برای کسی که گوش دل(... له قلب او القی السمع) به کلام حق فرا دهد و به حقانیتش شهادت دهند.(گوش دل , یا گوش جان , کلمه ای که بارها به مجاز به کار می بریم و تا کنون از این واژه به عنوان صفتی برای قلب صنوبری استفاده نشده مگر به وسیله آقای گنجی! )
آقای گنجی !در قرآن سخت دلی , پاکی دل , قلب پاک , مهر شقاوت بر دل , قلبی خاشع و نالان , گوش دل , به حق درجایگاه قلب صنوبری است وشاید مرگز تفکر! نه در مقام مجاز و کنایه از صفا یا شقاوت دل(خوبی و بدی ذات انسانها) به کار رفته !!!
حال مشتقات این واژه:
قلبک , 97, 2- بقره :هر کس با جبریل دشمن است با خدا دشمن است زیرا او به فرمان خدا قرآن را به قلب پاک تو رساند ...(قلب پاک)
194 , 26- شعرا : (این ایه مرتبط با ایه قبل است بنابراین با هم بیان شود که در کل اشاره دارد به نازل شدن قران بر قلب مبارک محمد(ص)) روح الامین آن را (قران) بر دل تو فرود آور ده تا از هشداردهندگان باشی.
24, 42- الشوری: کسانی که میگویند پیامبر بر خدا دروغ بسته ؛( بدان که) خداوند اگر بخواهد بر دل تو مّهر می گذارد و خداوند با طل را می زداید ... که او دانای راز دلهاست(بذات الصدور) (مّهر بر قلب پیامبر و آگاه بودن به ذاتِ صدور یعنی قلب صنوری یا پیایگاه اندیشه(مغز)!!!)
قلبه , 204 ,2 – بقره : ... خدا را به راستی دل(یشهد ا... علی ما فی قلبه) گواه میگیرد(راستی دل کاملا مشخص است که به چه معناست)
283, 2- بقره :شاید این آیه به بهترین نحو ادعای کاذب مدعیان را جهت این ادعا که سخن خدا توسط پیامبر مبنی بر این امر که دل(قلب) پایگاه اندیشه دانسته میشد را رد کند . در این آیه ذکر شده ولا تکتمو الشهده و من یکتمها فانه اثم قلبه... یعنی شهادت را کتمان نکنید و هر کس آن را کتمان کند , دلش گنهکار است (کسی تا کنون برای مغز و اندیشه, وصله گناه نچسبانده, چسبانده!! البته به استثنای آقای گنجی و یا پیشتر , نویسندگان سایت افشا! که ادعا میکنند قلب مرکز اندیشه و فکر بوده از نظر خدا و رسولش ! و هر کجا لازم ببینند میگویند اینجا قلب یعنی دل است و در جایی دیگر یعنی مغز !!. گناه به دل مینشیند نه مغز و البته از دیدگاه پراگماتیسم به هیچ کدام که کاملا درست است اما چون کاملا مشخص است که دلی گناهکار , مجاز است , بنده یقین دارم!ویلیام جیمز امریکایی(بنیانگزار مکتب اصالت عمل یا همان پراگماتیسم )هم عبارت دل گناهکار را میپذیرد !!و میداند که در مقام مجاز به کار رفته ).
24, 8- الانفال :ان الله یحول بین المر و قلبه ... ی حایل شدن خدا وند بین انسان و دل او (معنای جمله کاملا مشخص است)
106, 16- النحل: قلبه مطمئن بالایمان : دلش به ایمان آرام گیرد (اینم نیاز به توضیح داره!؟)
28, 18- الکهف: و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا : کسی که دلش را از یاد خویش (خدا) غافل داشته ایم
32, 33- الاحزاب :فیطمع الذی فی قلبه مرض : پس فرد بیمار دل به طمع افتد
23, 45- الجاثیه : ... خداوند او را, با وجود آگاهی اش , بیراه گذارد و بر گوش و دل او مهر نهاد و بر چشمش پرده (میبیند که در این ایه خداوندی محمد علم و آگاهی یا به قول گنجی دانایی را با معقوله دل, کاملا جدا دانسته و میفرماید کسی که آگاه و عالم باشد هم ممکن است مورد رحمت خدا قرار نگیرد چون خداوند بر دلش مّهر عناد زده(به واسطه عمل نادرستش) یعنی معقوله دل و آگاهی و اندیشه کاملا جداست)
11, 64- التغابن:و من یومن با الله یهد قلبه : و هر کس به خدا ایمان آورد دلش را هدایت کند .
قلبها , 10, 28- القصص: ان ربطنا علی قلبها لتکون من المومنین : دلش را اگر گرم نمی کردیم که از باوردارندگان باشد , نزدیک بود راز او (موسی(ع)را آشکار کند (آرامش به دل موسی دادیم )
قلبی , 260, 2- البقره :... قال بلی و لاکن لیطمئن قلبی... : گفت بله , برای آنکه دلم آرام گیرد
قلبین ,4, 33- الاحزاب: ما جعل الله لرجل من قلبین فی وجوفه: خداوند برای هیچ مردی دو دل در درونش ننهاده( نمی دونم دقیقا این ایه به چه معناست؟!)
قلوب , 151, 3- آل عمران: در دل کافران به خاطر آنکه چیزی را شریک خدا انگا شتند که هیچ گونه برهانی بر آن نفرستاده است , هراس افکندیم(بیمناک شدن دل)
101, 7- اعراف : کذالک یطبع الله علی قلوب الکافرین: بدین سان خدا بر دلهای کافران مهر می نهد ( روی گردانی خدا از دل های کافران )
179, 7- اعراف: لهم قلوب لا یفقهون : دلهایی دارند که از درک عاجز اند.
12, 8 – الانفال: سالقی فی قلوب الذین کفرو الرعب... : به زودی در دل کافرین هراس می اندازیم
117, 9 – التوبه:...کاد یزیغ قلوب فریق...:و ان پس از زمانی بود که قلوبِ دلهای برخی از آنان (از طاعت) برگردد(گمراه شدن دل)
74, 10- یونس: کذالک نطبع علی القلوب المعتدین : بدین سان بر دلهای تجاوزکاران مهر می نهیم(مجاز از بازگشت پذیر نبودن دل به سوی حق تعالی)
28, 13- الرعد: الذین آمنو و تطمدن قلوبهم بذکر الله الا بذکر الله تطمئن القلوب: همان کسانی که ایمان آورده اند و دلهاشان به یاد خدا ارام میگیرد , و بدانید که با یاد خدا دلها آرام میگیرد.
12, 15- الحجر: کذالک نسلکه فی قلوب المجرمین :بدین سان آن را (قران)در دل گناهکاران راه میدهیم.
32, 22- الحج: من تقوی القلوب : تقوا و پرهیز دلها
46, 22- الحج: این اولین ایه ایست که در آن از کلمه قلوب یعقلون استفاده شده و در اخر ایه هم با این عبارات تمام میشود , ولکن تعمی القوب التی فی الصدور, این ایه را اگر کاملا تحت الفطی ترجمه کنیم خواهیم داشت (متن عربیش را دیگه نمینویسم چون طولانی ایست)
آیا کافران در روی زمین سیر و تماشا نمیکنند تا دلهایشان بینش یابد یا گوشهایشان بشنود(گرچه کر نیست اما نمیشنوند), اری دیدگان نیست که نابینا می شود بلکه دلها در سینه هاست که نابینا میگردد
در ترجمه تحت الفظی هم , معنای آیه در جایی که میگوید قلوب یعقلون, نمیتوان به جز معنای بیداری و هوشیاری دل , ترجمه شود چون در پایان ایه دکر شده , تعمی القلوب , یعنی کور شدن دل , به خواب رفتن دلها , ناهشیاری دل .
37, 24- النور: یخافون یوما تتقلب فیه القلوب والابصار : از روزی که دل و دیده در آن روز ترسانند
200, 26- الشعرا: کذالک ساکناه فی قلوب المجرمین: بدین سان آن را(قران) در دلهای گناهکاران راه دادیم
59, 30- الروم:کذالک یطبع الله علی القلوب...: این چنین خداوند بر دل اهل جهل مُهر(شقاوت) می نهد
10, 33- الاحزاب : ... و بلغت القلوب الحناجر ... : هنگامی که جانها به گلو رسید (کنایه از سخت هراسان شدن)
45, 39- الزمر : و اذا ذکر الله وحده اشمازت قلوب الدین... : و چون خدا به تنهایی یاد شود , دلهای نامومنان بی نهایت تنگ شود
18, 40 قافر: ...اذا القلوب لدی الحناجر ... : آنگاه که جانها به گلو می رسد
24, 47-محمد : علی لقلوب اقفا لها: بر دلها قفل ها(ی غفلت) افتاده
4, 48- الفتح:هو الذی انزل السکینه فی قلوب المومنین : هموست که آرامش را در دلهای مومنان جای داد
27, 57- الحدید:... و جعلنا فی قلوب الذین تبعوه رافه ... :در دل کسانی که از پیروی کردند رافت قرار دادیم
8, 79- النازعات: قلوب یومئذ واجفه :در چنین روز دل هایشان ترسان و هراسان باشد
قلوبکما , 4, 66 التحریم: ان تتوبا الی الله فقد صغت قلوبکما : اگر شما دو زن به درگاه خدا توبه کنید , که به راستی دل ها ی شما برگشته(از خدا و پیامبرش , از گناه شما میگذرد)
قلوبکم, 74, 2- البقره :ثم قست قلوبکم: سپس دلهایتان پس از آن سخت شد
قلوبهم, 43 , 6 – النعام : ... ولکن قست قلوبهم .. : دلهایشان سخت شده و...
100, 7- الاعراف : ... و نطبع علی قلوبهم فهم لایسمعون ... : و بر دلهایشان مهُر(شقاوت) میزنیم آنگاه نمیشنوند
2, 8- الانفال: انما المومنون الذین اذا ذکر الله و جلت قلوبهم... : مومنان همان کسانی هستند که چون یاد خدا به میان آید دلهایشان خشیت می یابد (دلهایشان از شدت هیبت و شکوه ایزد , به رعشه می افتد)
49, 8- الانفال: اذ یقول المنافقون و الذین فی قلوبهم مرض غر هولا دینهم... : منافقان بیمار دل گفتند اینان را دینشان فریفته...
63, 8- الانفال :والف بین قلوبهم... : و بین دلهای ایشان الفت داد که اگر هر آنچه بر روی زمین است خرج می کردی , بین دلهای ایشان دوستی نمی افکندی.
8, 9- التوبه: ... یرضونکم بافواههم و تابی قلوبهم و اکثرهم فاسقون : .. شما را با زبانشان خشنود میکنند حال انکه دلهایشان از ان ابا دارد بیشترشان نافرمانند.
15, 9- التوبه: ویذهب غیظ قلوبهم ... :و خشم و خروش دلهایشان را برطرف کند
45, 9- التوبه : .. وارتابت قلوبهم ... : دلهایشان مردد است ...
60 , 9- التوبه: ... والمولفه قلوبهم ..., تالیف قلوب (دلجویی شدگان , یکی از کسانی که صدقه به انها تعلق میگیرد)
64, 9 – التوبه: یحذر المنافقون ان تنزل علیهم سوره تنبهم بما فی قلوبهم...: منافقان بیمناک اند از اینکه سوره ای ضد آنان نازل گردد که از ضمیرشان خبر دهد... .
77, 9- التوبه: فاعقبهم نفاقا فی قلوبهم ... : نفاق بر دلهایشان نشاند...
87, 9- التوبه : ... و طبع علی قلوبهم فهم لایفقهون : ... بر دلهایشان مهُر (شقاوت) نهاده شده , از این روی در نمی یابند.
93, 9 – التوبه: ... و طبع علی قلوبهم فهم لایعلمون : ... بر دلهایشان مهُر (شقاوت) نهاده شده , از این روی در نمی یابند.
110, 9- التوبه: لا یزال بنیانهم الذی بنواریبه فی قلوبهم الا ان تقطع قلوبهم والله علیم حکیم : پیوسته بنیادی که بنا گذاشته اند در دلهاشان شک است تا زمانی که دلهاشان پاره و پراکنده شود و خداوند دانای فرزانه است.
125, 9- التوبه : و اما الذین فی قلوبهم مرض فزادتهم رجسا .. : واما بیماردلان را پلیدی بر پلیدیشان می افزاید... .
127, 9- التوبه: ... الله قلوبهم بانهم: ... خداوند دلهایشان را بگرداند
88, 10 – یونس: ... واشد علی قلوبهم... : دلهایشان را سخت کن ... .
28, 13- رعد: الذین امنو و تطمئن قلوبهم ... : همان کسانی که ایمان اورده و دلهایشان با یاد خدا آرام گیرد
22, 16- نحل: ... قلوبهم منکره ... : ... دلهایشان انکارگر است
108, 16- النحل :اولیک الذین طبع الله علی قلوبهم... : اینان کسانی هستند که خداوند بر دلهاشان مهُر نهاده.
46, 17- الاسرا: وجعلنا علی قلوبه اکنه... : و بر دلهای ایشان پرده هایی کشیدیم (کور کردن دل )
14, 18- الکهف :و رطبنا علی قلوبهم ... : و دلهاشان را استوار داشتیم (ثابت قدم )
57, 18- الکهف : ... انا جعلنا علی قلوبهم اکنه ... : ما بر دلهایشان پرده هایی کشیدیم
3, 21- الانبیا : لاهیه قلئبهم ...: دلبسته لهوند ... .
35, 22- الحج : الذین اذا ذکرالله و جلت قلوبهم ... : همان کسانی که چون یاد خدا آید , دلهاشان خشیت گیرد.
53, 22- الحج: لیجعل ما یلقی الشیطن فتنه للذین فی قلوبهم ... : خداوند قرار داد , القای شیطان را , مایه آزمون بیمار دلان... .
54, 22- الحج : ... فتخب له قلوبهم ... , ... و دلهاشان در برابر آن خاشع شود ... .
60, 23- المومنون : والذین یوتون ما اتو و قلوبهم وجله ...: و کسانی که انچه باید بدهند , میدهند و دلهاشان هراسان است ...
63, 23- المومنون: بل قلوبهم فی غمره ...: بلکه دلهای ایشان از این(حقیقت) در غفلت است (غفلت دل)
50, 24- النور: افی قلوبهم مرض ... : ایا در دلهاشان بیماری است ... .
12, 33- الاحزاب : و اذا یقول المنافقون و الذین فی قلوبهم مرض ... : آنگاه که منافقان و بیمار دلان گفتند...
26, 33- الاحزاب : ... وقذف فی قلوبهم الرعب : ... در دلشان هراس افکند...
60, 33- الاحزاب : لین لم ینته المنافقون الدین فی قلوبهم مرض ... : اگر منافقان و بیماردلان و شایعه پردازان در مدینه دست بر ندارند ... .
23, 34- سبا : ... حتی اذا فرع عن قلوبهم ... : ... و قتی هراس از دلهایشان برطرف گردد... .
22, 39- الزمر : افمن شرح الله صدره للاسلام فهو علی نور من ربه فویل للقاسیه قلوبهم من ذکر الله ... : آیا کسی که خداوند دلش را به اسلام گشاده داشته است , و از سوی پروردگارش برخوردار از نور است همانند سخت دلان است ( مساوی نبودن شان سنگ دلان و کسانی که ضمیر پاک دارند) .
16, 47- محمد :... اولیک الدین طبع الله علی قلوبهم ... : ... اینان کسانی اند که خداوند بر دلهایشان مهُر نهاده.... .
20, 47- محمد: ... رایت الذین فی قلوبهم مرض ینظرن ... : ... نگاه کن بیمار دلان را که به تو با نگاه کسی که از مرگ بیهوش شده باشد , می نگرند ... .
29, 47- محمد : ام حسب الذین فی قلوبهم مرض ... : آیا بیماردلان پنداشته اند که خداوند هرگز حسدشان را آشکار نمی سازد(حسد یک حالت ذرونی است که از دل تراوش می کند)
11, 48- الفتح: ... یقولون بالسنتهم ما لیس فی قلوبهم ... : ... به زبان هایشان چیزی را می گویند که در دل هایشان نیست ... (یکی نبودن حرف دل با زبان)
18, 48- الفتح: ... فعلم ما فی قلوبهم ... : ... و دانست که در دلهایشان چیست (این ایه هم کنایه از آگاه بودن خدا از حسن نیت ِ پاک و زلالی ضمیر درون درد , نه قلب صنوبری و نه مغز!)
26, 48- الفتح : اذ جعل الذین کفرو فی قلوبهم الحمیه حمیه الجاهلیه ... : چنین بود که کافران در دلهایشان حمیت(تعصب جاهلیت) آوردند ... (حمیت هم جز حس های درونی ااشخاص است , پس وجود این ویژگی در قلب هم اینجا مجاز است)
3, 49- الحجرات : ...الذین امتحن الله قلوبهم للتقوا ... : کسانی که خداوند دلهایشان را به تقوا پالوده است (مطهر ساختن دل به پرهیزگاری)
16, 57- الحدید: ... تخشع قلوبهم لذکر الله ... : خاشع شدن قلب به سمت خدا (یقینا جناب گنجی میدانسته که انسان با مغز در برابر یک نیروی برتر فروتنی نمی کند! با دل , خاشع میگردد)
22, 58- المجادله : ... اولیک کتب فی قلوبهم الایمان ... : ... اینانند که در دلهاشان , ایمان نگاشته شده ...
2, 59- الحشر: ... و قذف فی قلوبهم ... : ... در دلهاشان هراس انداخت ... .
14, 59- الحشر :... تحسبهم جمیعا و قلوبهم شتی ذالک بانهم قوم لایعقلون : ... آنان را همدست می انگاری ,حال آنکه دل هاشان پراکنده است (یکی نبون نیت هایشان)] این از ان است که قومی نابخردند
5, 61- الصف :...فلما زاغو ازاغ الله قلوبهم ... : ... پس چون برگشتند , خدا دلهایشان را برگرداند (کنایه از روی نیاوردن به حق و بازگشت دل از خدا )
3, 63- المنافقون: ... فطبع علی قلوبهم ... : .... و بر دلهایشان مهر (شقاوت) نهاده شده ... .
31, 74- المدثر :... ولیقول الذین فی قلوبهم مرض ... : .... تا سرانجام بیمار دلان بگویند ... .
14, 83- المطففین: کلا بل ران علی قلوبهم ما کانو یکسبون : چنین نیست , بلکه آنچه کردند بر دلهاشان زنگار نهاده شده (در اینجا هم دل به معنای کتیبه اعمال یادشده که هر عملی بر آن نوشته میشود)
قلوبهن , 53, 33- الاحزاب : ... اطهر لقلوبکم و قلوبهن ... : ... برای دلها ی شما ودل های ایشان پاکیزه تر است... .
حال قضاوت با شما , کلمه قلب و مشتقاتش را در معنی تحت الفظی (قسمت هایی که پررنگ نمودم) کنار هم قرار دهید تا مشخص شود در کدام آیه و مفهوم کلام خدای محمد , قلب به معنای قلب صنوبری و یا جایگاهی جهت قرارگرفتن مغز!!! استفاده شده .
پاینده باشید
حق یارتان.